نمی دونی چقدر پریشونم. اما هستم. خیلی حرف دارم برات بگم اما ....نمی دونم. دلم دوباره بد جوری قاطی کرده . نمی دونم . فقط خدا کمکم می کنه. امیدم به وجود خود خداست وگرنه....خدایا سخته . یه جورایی دارم گیج می شم. دارم باز انگار گم می شم. یا خدا کمکم کن. حتما فکر می کنه دیگه دوستش ندارم. نمی دونه چطور دلم بی قرارشه. اون تو دلش من و دوست داره و من تو دل خودم. خدایا هر دومون و کمک کن. راه درست و بهمون نشون بده . یادمون بده درست زندگی کردن رو و رسیدن به خودت و. خدایا خسته ام. اما به روی خودم نمیارم. اما می ترسم یه جا ببرم. هر چند امید به تو من و همیشه تو خستگی ها هم نگه داشته . خدایا تنهامون نذار .
عشق يعنی با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن
عشق دريک جمله يعنی انتظار
انتظار روز رجـــعت داشتن
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی در جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشمان تر
عشق يعني سر به در آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختــن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديـده بر در دوختـن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی سوز نی آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی با گلي گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم و دل برهم زدن
عشق يعنی يک تيمم يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بت پرست
عشق يعنی همچومن شيدا شدن
عشق يعنی قلــه و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد ومحنت دردرون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی جام لبريز از شراب
عشق يعنی تشنگی يعنی سراب
عشق يعنی حسرت شبهای گرم
عشق يعنی ياد يک رويای نرم
عشق يعنی غرقه گشتن در سراب
عشق يعنی حلقه های بی حساب
عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق يعنی آخــرخط بهـشــت
عشق يعنی گم شدن در لحظه ها
عشق يعنی آبـی بی انتـــها
عشق يعنی زرد تنها و غريب
عشق يعنی سرخی ظاهر فريب
عشق يعنی تکيه بر بازوی باد
عشق يعنی حسرتت پاينده باد
عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او
دوست دارم عشق من

ما دوتا پرنده بودیم خونمون روی سقف ابرا
توی آسمون شادی بی خیال از فکر فردا
اما یک روز نمی دونم که ته افق چه دیدی
که گذاشتی از من و آسون تک و تنها پر کشیدی
توی این راه نرفته حالا من موندم و غم
تنم زخمی راهه یه دنیا درد و ماتم
رفیق آسمونی به کجا پر کشید
غم تنهایی و تو چشمام ندیدی
با صدای غم گرفته توی تنهایی می خونم
اگر رفتی از کنارم من به یاد تو میمونم
میدونی از تو جدایی برای من خیلی درده
شب و روزم دیگه بی تو ساکت و تیره و سرده
تنم زخمی درده پر و بالم شکسته
غم تلخ جدایی روی قلبم شکسته
رفیق نیمه راهم به کجا پر کشیدی
غم تنهایی تو چشمام ندیدی
















پيداست هنوز شقايق نشدي
زنداني زندان دقايق نشدي
وقتي که مرا از دل خود مي راني
يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي
شبی غمگین شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد ...
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهای غریب است
ببین باغربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بود و ندانست
که در قلبم چه اشوبی به پاکرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد