تبليغاتX
عشق يعنی آبـی بی انتـــها

عشق يعنی آبـی بی انتـــها

سلام به تمامه دوستای گلم من بعد ار حدودا یک سال بر گشتم .

برام جشن نمیگیرین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

       مریم

 

شنبه ۲۳ شهریور تولد قشنگترین گل دنیاست تولد مریم گلی منه

۱مهر تولد خواهر گلمه

 ۱۸ مهرم تولد دخترشه عزیز دایی فداش بشم ۲ساله میشه

           

تولد تو آغازیست برای یه دنیا مهربانی

تولد همه خوبيهاست
تولد تمام زيباييهاي زندگي امروز روز توست....

امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را  خواهم آورد....
 

 

                                                          عزیزم تولدت مبارک

   

         دوست دارم دوست باشم

 در حق تو لطفی کنم

کر نباشم یار دیرین

بر خودم نفرین کنم

عاشقت گشتم تو گفتی

عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی

دیدی که خود دیوانه ای

 

   

عزیزم تولدت مبارک

ندا گل تولدت مبارک

حتما برای دیدن ادامه نوشته هام روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط لیلی و مجنون در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 18:14 | لینک ثابت |

می خوام از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی

 

                                       نگی بی وفا شدی ، توی راه نرفته موندی

 

 می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی

 

                                          نگی تا اخر رویا ، منو تنها جاگذاشتی

 

اخه این مرام من نیست ، غم تو لحظه هات بیارم

 

                                            اگه حتی بی بهونه ، اشکامو هدیه بیارم

 

توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری

   چند روزه که ازت خبر ندارم  

        

                                             نمیدونم کجای قصه موندی

 

                 نمی دونم تو در چه حالی اما

 

                                           منو به مرز بی کسی رسوندی

 

                  خدا کنه یادت نرفته باشه

 

                                          اون همه عشق و اون همه خاطره

 

                 با هم دیگه روزای خوبی داشتیم

 

                                           حیفه که اون لحظه ها یادت بره

 

                چند روزه که ازت خبر ندارم

 

                                            نمیدونم کجای قصه موندی

 

                ولی بدون یادم نمیره هرگز

 

                                           عهدی رو که با چشمای تو بستم

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.

 

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 20:32 | لینک ثابت |

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

  بسه یا بازم بگم؟

نظر یادت نره ...

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند  تا آخرین   خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ...

 دوستت دارم .

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 20:29 | لینک ثابت |

سلام به همه دوستای خوبم ۲۸ اردیبهشت تولدمه اما چون حال ندارم چیزی نمی نویسم  

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:27 | لینک ثابت |

 

غریبه ای یه وقت نیاد

صدای عشقمو نخواد

یا توی خلوت دلم

بدون دعوتی نیاد

دلم میخواد نبینمش

اون روزی که گریه میاد

آهسته آهسته میگم

کسی ازم بدش نیاد

از غم و غصه نمی گم

یه وقت صدایی در نیاد

گفته شده شادی کنم

از گریه ام هیچ نشه یاد

گفتن اگه زاری کنم

می برنم زودی زیاد

ای خدا زاری می کنم

تا خنده رو بدی بم یاد

گریه نباید بکنم

تا گریه هست خنده نیاد

بدون گریه نتونم

به این میگن یه اعتیاد

بدون گریه داغونم

با گریه هام نفس میاد

خدا دارم تموم میشم

انگار بردی منو ز یاد

منم دارم حروم می شم

خاطره هام رفته به باد

هیچکی بهم امون نداد

جواب عشقمو نداد

آدمک رفته به باد

ندای عشقشو سر داد

اون که همش گریه می کرد

گریه هاشم نموند به یاد

گریه شده بود خنده هاش

به خنده هاش گریه می داد

این آدم غمگین ما

جز گریه هیچ نداره یاد

تو این غمو غصه ی سرد

خنده برام شده یه درد

نمی تونم خنده کنم

بهم بگین آدم بد

اونا بهونه می کنن

گریه رو بم زهرمی کنن

چرااونا نمی دونن

اینجا فقط یه مهمونن

غریبه ای یه وقت نیاد

صدای عشقمو نخواد

یا توی خلوت دلم

بدون دعوتی نیاد

Click for Full Size View

تو مثل یه اتفاقی که یه روز می خواد بیفته

                                 مثل اون شعر تری که هیچ کسی هنوز نگفته

مثل قاب عکس زردی که نشسته روی دیوار

                                  مثل اشکهایی که آروم می چکن رو سیم گیتار

دست تو حسی مثل چیدن سیبهای قرمز

                                     مثل سینه ریزی که روش می نویسن بی تو هرگز

مثل ذوق یه کویری بعد یه دعای بارون

                             مثل نقش فال قهوه توی کوچه های مجنون

مثل بیشتر بهارا دوباره من از تو دورم

                  بیا و نذار بریزه آخرین برگ غرورم

آخرین برگ غرورم...

 

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 18:58 | لینک ثابت |

به من می گفت آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر می میرم . . . باورم نمی شد . . . فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر . . . سال هاست که در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم.

 

بيا گناه ندارد به هم نگاه کنيم

وتازه داشته باشد بيا گناه کنيم.
نگاه و بوسه ولبخند اگر گناه بود

 بيا که نامه اعمال خود سياه کنيم

تو که رفتي پريشان شد خيالم

           همه گفتند که من ديوانه حالم

           نميدانند که

                     اين ديوانه در فکرِ شفا نيست

                               که هر چه باشد اما بي وفا نيست

با تو متولد شدم

تویی تک ستاره من تو شب ستاره بارون

تویی تنها یاور من توی سرمای زمستون

جونم و قسم بخور تا بمونی پیشم همیشه

به خدا تو اگه باشی آسمون طلایی میشه

آره این نوشته هات بود تو روزهای بی قراری

حالا رفتی و می دونم که دیگه دوسم نداری

زندگی به من نمیشه ، منم مرد توی رویات

تو مگه نگفته بودی تک ستارم توی شبهات

خوب دیگه داره می ریزه اشک ها حتی توی خوابم

دیگه بس می کنم اما تو خیلی دادی عذابم

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 10:25 | لینک ثابت |

عشق است باز این ترانه ها

عشق است

رقص سرخ باد پا را

عشق است

عشق

درگیر غروب درد است

باز هم طلوع مار ا

عشق است

ای از خانه زخم گریه

غربت

بغض گشا را

عشق است

آی از آب و هوای بی عشق

بادبان ناخدا را عشق است

اهل بی مرزترین دریاه باش

آی اهل همه جارا عشق است

آز غزل باختگان می ترسم

شعر های بی هوا را عشق است

ای قشنگ

سازها

آوازها

روزهای بی عزا را عشق است

 عشق است

 

کاش هرگز نمیدیدم تو را                                   کاش انتهای امید زندگی

می توانستم فراموشت کنم                             یا شبی چون آتش سوزان دل

در فراز سینه خاموشت کنم                         چون خواب گریزان از دیده ام

نیمه شبها یاد رویت می گریخت                  مرغ دل افسرده حال و بسته پر

از دیار آرزویت می گریخت                       کاش از باغ خوش رویایی تو

دفتر اندیشه ام  پر می گرف                فارغ از اندیشه های هجران و وصل

زندگی بی عشق از سر می گرفت                           کاش احساس نیاز دیدنت

از وجودتم چون وجودت پر می گرفت                   در دلم آتش نمی زد آنگاه

کاش آن شب چشمهایم کور بود                        کاش آن شب در گلستان خیال

ای گل وحشی نمی چیدم تو را                           تا نسوزم در خزان آرزوها

 

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 17:47 | لینک ثابت |

نمی دونی چقدر پریشونم. اما هستم. خیلی حرف دارم برات بگم اما ....نمی دونم. دلم دوباره بد جوری قاطی کرده . نمی دونم . فقط خدا کمکم می کنه. امیدم به وجود خود خداست وگرنه....خدایا سخته . یه جورایی دارم گیج می شم. دارم باز انگار گم می شم. یا خدا کمکم کن. حتما فکر می کنه دیگه دوستش ندارم. نمی دونه چطور دلم بی قرارشه. اون تو دلش من و دوست داره و من تو دل خودم. خدایا هر دومون و کمک کن. راه درست و بهمون نشون بده . یادمون بده درست زندگی کردن رو و رسیدن به خودت و. خدایا خسته ام. اما به روی خودم نمیارم. اما می ترسم یه جا ببرم. هر چند امید به تو من و همیشه تو خستگی ها هم نگه داشته . خدایا تنهامون نذار .
 

عشق يعنی با غم الفت داشتن

         سوختن با درد نسبت داشتن

                    عشق دريک جمله يعنی انتظار

                                انتظار روز رجـــعت داشتن

                                       عشق يعنی مستی و ديوانگی

                                                عشق يعنی در جهان بيگانگی

                                       عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

                              عشق يعنی سجده ها با چشمان تر

                     عشق يعني سر به در آويختن

             عشق يعنی اشک حسرت ريختن

  عشق يعنی در جهان رسوا شدن

         عشق يعنی مست و بی پروا شدن

                  عشق يعنی سوختن يا ساختــن

                           عشق يعنی زندگی را باختن

                                   عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار

                                           عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

                                     عشق يعنی ديـده بر در دوختـن

                           عشق يعنی در فراقش سوختن

                 عشق يعنی لحظه های التهاب

        عشق يعنی لحظه های ناب ناب

 عشق يعنی با پرستو پر زدن

         عشق يعنی آب بر آذر زدن

                   عشق يعنی سوز نی آه شبان

                            عشق يعنی معنی رنگين کمان

                                     عشق يعنی با گلي گفتن سخن

                                              عشق يعنی خون لاله بر چمن

                                      عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

                             عشق يعنی رسم و دل برهم زدن

                    عشق يعنی يک تيمم يک نماز

          عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی چون محمد پا به راه

       عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

               عشق يعنی بيستون کندن به دست

                        عشق يعنی زاهد اما بت پرست

                                 عشق يعنی همچومن شيدا شدن

                                          عشق يعنی قلــه و دريا شدن

                                 عشق يعنی يک شقايق غرق خون

                       عشق يعنی درد ومحنت دردرون

              عشق يعنی يک تبلور يک سرود

   عشق يعنی يک سلام و يک درود

           عشق يعنی جام لبريز از شراب

                    عشق يعنی تشنگی يعنی سراب

                            عشق يعنی حسرت شبهای گرم

                                    عشق يعنی ياد يک رويای نرم

                                        عشق يعنی غرقه گشتن در سراب

                                    عشق يعنی حلقه های بی حساب

                          عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت

                  عشق يعنی آخــرخط بهـشــت

         عشق يعنی گم شدن در لحظه ها

عشق يعنی آبـی بی انتـــها

        عشق يعنی زرد تنها و غريب

                عشق يعنی سرخی ظاهر فريب

                          عشق يعنی تکيه بر بازوی باد

                                   عشق يعنی حسرتت پاينده باد

                                    عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او

                                                                       دوست دارم عشق من

 

 

ما دوتا پرنده بودیم          خونمون روی سقف ابرا

توی آسمون شادی                بی خیال از فکر فردا

اما یک روز نمی دونم                که ته افق چه دیدی

که گذاشتی از من و آسون           تک و تنها پر کشیدی

توی این راه نرفته                        حالا من موندم و غم

تنم زخمی راهه                                 یه دنیا درد و ماتم

رفیق آسمونی                                        به کجا پر کشید

غم تنهایی و                                           تو چشمام ندیدی

با صدای غم گرفته                               توی تنهایی می خونم

اگر رفتی از کنارم                                  من به یاد تو میمونم

میدونی از تو جدایی                                  برای من خیلی درده

شب و روزم دیگه بی تو                            ساکت و تیره و سرده

تنم زخمی درده                                             پر و بالم شکسته

غم تلخ جدایی                                                 روی قلبم شکسته

رفیق نیمه راهم                                                به کجا پر کشیدی

غم تنهایی                                                           تو چشمام ندیدی

 

پيداست هنوز شقايق نشدي

زنداني زندان دقايق نشدي

وقتي که مرا از دل خود مي راني

يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي

 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد ...

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهای غریب است

ببین باغربتش با من چه ها کرد

تمام هستیم بود و ندانست

که در قلبم چه اشوبی به پاکرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 17:26 | لینک ثابت |

آندم که عشق به جانم شراره زد

دستم به درگه الله چاره زد

گفتم خدا ی من ای هستی دلم

این عشق را چنانچه بد است از دلم ببر

هرگز نرفت از دلم این عشق نازنین

چون که بود بهترین عشق روی زمین

سیب سرخی به من بخشید و رفت

ریشهء سبز دلم را چید ورفت

عاشقی های مرا باور نکرد

عاقبت بر عشق من خندید ورفت

اشک بر چشمان سردم حلقه زد

بی مروت گریه ام را دید و رفت

 

کاش کسی تو دلمون پا نمی گذاشت

کاش اگر پا می گذاشت دلمون رو تنها نمی گذاشت

کاش اگر تنها می گذاشت

رد پا شو رو دلمون جا نمی گذاشت 

 TinyPic image

خواب ناز بودم شبی

دیدم کسی در می زند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در میزند

ای دوستان بی وفا

از غم بیاموزید وفا

غم با آن همه بیگانکی

هر شب به من سر می زند

یاران به خدا بی وفایی نکنید

 

با عاشق دلخسته جدایی نکنید

 

یا آنکه وفا کنید تا آخر عمر

 

یا آنکه از اول آشنایی نکنید

 

TinyPic image

به کعبه رفتم و ز آنجا هوای کوی تو کردم

جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم

مرا هیچ مقامی نبود غیر تو کامی

 

طواف وسعی که کردم به جست وجوی تو کردم

چه کنم که تنهاترینم

عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
كاش واسه بيراهه ي دل ، يه جا يه راه چاره بود
كاش كه علاجش عين قبل ، دعا و استخاره بود
كاش واسه هر عاشقي كه شبا پي ستارشه
تو دنيا محض دلخوشي ، يك شب پر ستاره بود
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
آي عاشقاي بي گناه ، ما همه زرد و بي كسيم
تنهاييم عين آسمون ، آواره ايم عين نسيم
همه بايد ياد بگيريم كه مثل مجنون بزرگ
عاشق هر كسي بشيم ، آخر بهش نمي رسيم
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
 

امید وارم که یک روز بفهمی که چقدر دوست دارم

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 18:13 | لینک ثابت |

 
.


روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم

بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزد او رفت

 و جویای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و ازبی وفایی

 یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی

داده و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است. شاگرد گفت که

سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و با

 رفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند باید برای

 همیشه با عشقش خداحافظی کند. شیوانا با تبسم گفت:" اما

عشق تو به دخترک چه ربطی به او دارد؟" شاگرد با حیرت

 گفت:" ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود

 

من نبود!!." شیوانا با لبخند گفت:" چه کسی چنین گفته است

. تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی و به همین دلیل آتش

عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است. این ربطی به

دخترک ندارد. هر کس دیگر هم جای دختر بود، تو این آتش عشق

 را به سمت او می فرستادی. بگذار دخترک برود! این عشق را

به سوی دختر دیگری بفرست. مهم این است که شعله این

عشق را در دلت خاموش نکنی. معشوق فرقی نمی کند چه

کسی باشد! دخترک اگر رفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این

 آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعی

این شور و هیجان فرصت جلوه گری و ظهور یابد!



به همین سادگی!"

نوشته شده توسط لیلی و مجنون در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 17:59 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://eshghparvaz.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design